• دركلاس درس اگرسؤالي بپرسيديا فعاليتي براي دانش آموزان تعيين نماييدوتنهاعده ي معدودي دست خود رابالاببرند،ازكدام سؤال مي كنيد؟
  • اولين كسي كه دستش رابالاببرد؟
  • دانش آموزي كه براي اولين باردراين روزدستش رابالابرده است؟
  • كسي كه مطمئن هستيدپاسخ صحيحي ارائه مي دهد؟
  • دانش آموزي كه درمقايسه باسايرين،فعالانه تردرگير درس شده است؟
  • دانش آموزي كه دستش رابالانبرده است ،امامي دانيدكه باهوش است؟
  • آن كس كه ازشدت كم حرف ومحتاط بودن يا ازشدت اضطراب دستش رابالا نمي برد؟
  • دانش آموزي كه به نظرتان مي رسدحواسش به كلاس نيست؟
  • اين فهرست راميشودتاده هاشماره ادامه داد.اين مثال نشان مي دهدكه اگرچه معلم بايددرمدت كوتاهي تصميم بگيردكه چه كسي راصداكند،ولي اين تصميم گيري كارساده اي نيست،بنابراين تقريبا" غيرممكن است كه هميشه ودرهمه ي موارد ،تصميم درستي گرفته شود.هروقت دانش آموزي راصداكنيد،ممكن است سايرين احساس كنندناديده گرفته شده اند.اما شما مي توانيدبه همه توجه و موقعيت راكنترل نماييدتامطمئن شويدكه بيشترين مقدارتوجه شمابرعده ي معدودي ازدانش آموزان متمركز نبوده است.
  • پژوهشها نشان مي دهدكه تمايل معلمان بيشتربراين استكه به دانش آموزاني توجه كنندكه باهوش تربه نظر مي رسند،(افرادي نظيرموردهاي ۱،۳،۴،۵)
  • درست است كه دانش آموزان ضعيف غالبا"پاسخ هاي نادرستي ارائه مي دهنديا اصلا" پاسخ نمي دهند،اماضروري استكه زماني راهم صرف صداكردن آنها كنيد.درغير اين صورت،بخت آنهابراي پيشرفت ،بيش ازپيش كم مي شود.
  • مراجعه به مجله ي رشدمعلم شماره ي ۵ بهمن ۱۳۸۵ 
  •